كلستريديوم پرفرنژنس ابتدا در سال 1892 توسط ولش (Welch) و نوتال (Nuttal) از جسد متلاشى شدهى انسانى كه در اثر قانقارياى گازدار تلف شده بود جدا شد و بررسى گرديد. آنها آنرا باسيلوس آئروژنس كپسولاتوس ناميدند كه با اصول نامگذارى باكترىها به كلى مباينت داشت.
در سال 1898 ويلون (Veillon) و زوبر (Zuber) نام باسيلوس پرفرنژنس را براى آن برگزيدند. در سال 1900 ميگولا (Migula) آنرا باسيلوس ولشىاى ناميد. نظر به اينكه نام پرفرنژنس زودتر از ولشىاى براى اين باكترى به كار رفته، در كتاب برگى آنرا كلستريديوم پرفرنژنس ناميده است.
كلستريديوم پرفرنژنس و كلستريديومهاى وابسته و بطور كلى بسيارى از كلستريديومهاى مولد سم، در صورتيكه به بافت آسيب ديده برسند، مىتوانند عفونتهاى مهاجم (مثل گانگرين گازى و نكروز عضله) ايجاد كنند. در حدود 30 گونه از كلستريديومها ممكن است چنين اثرى را ايجاد کنند ولى شايعترين آنها (90%) كلستريديوم پرفرنجنس است. انتروتوكسين ناشى از كلستريديوم پرفرنجنس يك عامل شايع مسموميت غذايى مىباشد. بنابراين اين باكترى در انسان دو بيماري متفاوت ايجاد مىكند: گانگرين گازى (قانقاريا) و مسموميت غذايى.
همانطور كه گفته شد اين باكترى بيش از ساير باكتريهاى بىهوازى در ايجاد گانگرين گازدار انسان دخالت دارد ولى اغلب اوقات با انواع ديگرى از باكتريهاى اين گروه مخلوط است و تواما اين عارضه را ايجاد مىكنند. گانگرين گازى با زخمهاى جنگى، تصادفات اتومبيل و موتور سيكلت و سقطهاى عفونى مرتبط است.
كلستريديوم پرفرنجنس ممكن است در ايجاد جراحاتى نظير اورام بدخيم حيوانات دخالت داشته باشد ولى اهميت آن در دامپزشكى بيشتر در اثر بيماريهاى مختلفى است كه انواع مختلف اين ميكروب توليد مىكنند و به توكسمى گوسفند، گوساله، خوك و يا انسان معروف است.
كلستريديوم پرفرنجنس پس از مرگ انسان و حيوانات، جزء اولين گروه باكتريهايى است كه به بافتهاى مختلف جسد هجوم مىبرد و موجب گنداندن آن مىشود. لذا در مواردى كه آنرا از لاشه جدا مىسازند، بايد در نتيجهگيرى و ارتباط آن با بيمارى بيشتر دقت كنند.
محل وجود باكترى:
كلستريديوم پرفرنژنس بطور فراوان در خاك و رودهى تمام حيوانات خونگرم وجود دارد. فرم رويشى جزء فلور طبيعى رودهى بزرگ و واژن هستند. طبق بررسى عدهاى از کارشناسان در کبد تعدادى از گاوهايى که تازه ذبح شده بودند و همچنين در كبد سگهاى به ظاهر سالم اين باكتري وجود داشته است.
شكل و خصوصيات رنگپذيرى:
كلستريديوم پرفرينجنس گرم مثبت، به شكل ميله هاى مستقيم، كلفت و بزرگ، و با دو انتهاى راست مىباشد و در حدود 4-8 ميكرون طول و 1 ميكرون عرض دارد كه در محيط كشت و در بافتها به طور تكتك و يا دوتايى و به ندرت به صورت زنجيرههاى كوتاه ديده مىشود. همانند ساير كلستريديومها، در اثر كهنه شدن به تدريج گرم منفى مىشود. در كشتهاى كهنه ممكن است باكترى به اشكال غير عادى مانند چماقى شكل، متورم و رشتهاى درآيد. هاگ آن نسبتا كوچك و بيضى شكل است و تورم زيادى در باكترى توليد نمىكند. بدين جهت در محيطهاى داراى كربوهيدراتهاى قابل تخمير، هاگگذارى صورت نمىپذيرد. ميزان هاگگذارى در سويههاى مختلف متفاوت است و بعضى سويهها كمتر هاگ توليد مىكنند. كلستريديوم پرفرنجنس بر خلاف ساير كلستريديومهاى بيماريزا در بافت و بعضي محيطهاى كشت كپسولدار است و همچنين بر خلاف اكثر كلستريديومها فاقد حركت است