تبليغاتX
-- ميكروبيولوژي --

 

باسيلوس آنتراسيس Bacillus.anthracis

بيماري شاربن در انسان در نتيجه تماس مستقيم با حيوانات بيمار و يا فرآورده‌هاي حيوانات مثل پوست، مو و پشم ايجاد مي‌شود بنابراين دامپزشکان، دامداران، ميکروب شناسان، کشاورزان، چوپانان، کارگران کشتارگاه‌ها و کارگراني که در صنايع پوست و پشم کار مي‌کنند بيشتر در معرض ابتلاء به اين بيماري هستند.در حيوانات ميکروب شاربن بطور مستقيم از حيوان آلوده به حيوان سالم منتقل نمي‌شود بلکه ميکروب در بافت‌هاي حيوانات مبتلا وجود داشته و کمي قبل از مرگ از راه ترشحات مختلف به خارج دفع مي‌شود. همچنين اگر لاشه حيوانات تلف شده کالبدگشايي شود و يا در دسترس پرندگان و يا حيوانات شکاري قرار گيرد، ممکن است بطور وسيع و خطرناکي ميکروب را در خاک پراکنده کند. بنابراين انتشار ميکروب در يک منطقه ممکن است بوسيله‌ي جريان آب، حشرات، سگ‌ها و ساير گوشتخواران، پرندگان وحشي و يا مدفوع دام‌هاي مبتلا تامين شود. ورود عفونت به يک منطقه غيرآلوده همواره بوسيله مواد آلوده حيواني مانند پودر استخوان، کود، پوست، روده، پشم و مواد کنسانتره و يا علوفه آلوده صورت مي‌گيرد.

ميکروب شاربن در انسان و حيوان ممکن است از راه خراش‌هاي پوستي، راه گوارشي و يا از طريق تنفس ايجاد آلودگي نمايد. گرچه در بيشتر مواقع طرز ايجاد آلودگي به درستي معلوم نيست اما غالبا تصور مي‌‌شود که دام‌ها در نتيجه خوردن غذاها و يا آب‌هاي آلوده مبتلا مي‌شوند و در انسان ميكروب بيشتر از راه خراش‌هاي پوستي وارد بدن مي‌شود ولي ندرتا ممکن است از راه مخاط دستگاه تنفس و يا گوارش افراد را مبتلا کند. بنابراين بسته به راه ورود ميکروب سه نوع شاربن ايجاد مي‌شود: شاربن پوستي، شاربن تنفسي و شاربن گوارشي.

 

 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 10:20  توسط سعيد ضيائي 

 

کلستريديوم پرفرنجنس : Clostridium.perfringens

كلستريديوم پرفرنژنس ابتدا در سال 1892 توسط ولش (Welch) و نوتال (Nuttal) از جسد متلاشى شده‌ى انسانى كه در اثر قانقارياى گازدار تلف شده بود جدا شد و بررسى گرديد. آنها آنرا باسيلوس آئروژنس كپسولاتوس ناميدند كه با اصول نامگذارى باكترى‌ها به كلى مباينت داشت.

در سال 1898 ويلون (Veillon) و زوبر (Zuber) نام باسيلوس پرفرنژنس را براى آن برگزيدند. در سال 1900 ميگولا (Migula) آنرا باسيلوس ولشى‌اى ناميد. نظر به اينكه نام پرفرنژنس زودتر از ولشى‌اى براى اين باكترى به كار رفته، در كتاب برگى آنرا كلستريديوم پرفرنژنس ناميده است.

كلستريديوم پرفرنژنس و كلستريديوم‌هاى وابسته و بطور كلى بسيارى از كلستريديوم‌هاى مولد سم، در صورتيكه به بافت آسيب ديده برسند، مى‌توانند عفونت‌هاى مهاجم (مثل گانگرين گازى و نكروز عضله) ايجاد كنند. در حدود 30 گونه از كلستريديوم‌ها ممكن است چنين اثرى را ايجاد کنند ولى شايع‌ترين آنها (90%) كلستريديوم پرفرنجنس است. انتروتوكسين ناشى از كلستريديوم پرفرنجنس يك عامل شايع مسموميت غذايى مى‌باشد. بنابراين اين باكترى در انسان دو بيماري متفاوت ايجاد مى‌كند: گانگرين گازى (قانقاريا) و مسموميت غذايى.

همانطور كه گفته شد اين باكترى بيش از ساير باكتريهاى بى‌هوازى در ايجاد گانگرين گازدار انسان دخالت دارد ولى اغلب اوقات با انواع ديگرى از باكتريهاى اين گروه مخلوط است و تواما اين عارضه را ايجاد مى‌كنند. گانگرين گازى با زخم‌هاى جنگى، تصادفات اتومبيل و موتور سيكلت و سقط‌هاى عفونى مرتبط است.

كلستريديوم پرفرنجنس ممكن است در ايجاد جراحاتى نظير اورام بدخيم حيوانات دخالت داشته باشد ولى اهميت آن در دامپزشكى بيشتر در اثر بيماريهاى مختلفى است كه انواع مختلف اين ميكروب توليد مى‌كنند و به توكسمى گوسفند، گوساله، خوك و يا انسان معروف است.

كلستريديوم پرفرنجنس پس از مرگ انسان و حيوانات، جزء اولين گروه باكتريهايى است كه به بافت‌هاى مختلف جسد هجوم مى‌برد و موجب گنداندن آن مى‌شود. لذا در مواردى كه آنرا از لاشه جدا مى‌سازند، بايد در نتيجه‌گيرى و ارتباط آن با بيمارى بيشتر دقت كنند.

 

محل وجود باكترى:

كلستريديوم پرفرنژنس بطور فراوان در خاك و روده‌ى تمام حيوانات خونگرم وجود دارد. فرم رويشى جزء فلور طبيعى روده‌ى بزرگ و واژن هستند. طبق بررسى عده‌اى از کارشناسان در کبد تعدادى از گاوهايى که تازه ذبح شده بودند و همچنين در كبد سگ‌هاى به ظاهر سالم اين باكتري وجود داشته است.



شكل و خصوصيات رنگ‌پذيرى:

كلستريديوم پرفرينجنس گرم مثبت، به شكل ميله هاى مستقيم، كلفت و بزرگ، و با دو انتهاى راست مىباشد و در حدود 4-8 ميكرون طول و 1 ميكرون عرض دارد كه در محيط كشت و در بافت‌ها به طور تك‌تك و يا دوتايى و به ندرت به صورت زنجيره‌هاى كوتاه ديده مى‌شود. همانند ساير كلستريديوم‌ها، در اثر كهنه شدن به تدريج گرم منفى مى‌شود. در كشت‌هاى كهنه ممكن است باكترى به اشكال غير عادى مانند چماقى شكل، متورم و رشته‌اى درآيد. هاگ آن نسبتا كوچك و بيضى شكل است و تورم زيادى در باكترى توليد نمى‌كند. بدين جهت در محيط‌هاى داراى كربوهيدرات‌هاى قابل تخمير، هاگ‌گذارى صورت نمى‌پذيرد. ميزان هاگ‌گذارى در سويه‌هاى مختلف متفاوت است و بعضى سويه‌ها كمتر هاگ توليد مى‌كنند. كلستريديوم پرفرنجنس بر خلاف ساير كلستريديوم‌هاى بيماريزا در بافت و بعضي محيط‌هاى كشت كپسول‌دار است و همچنين بر خلاف اكثر كلستريديوم‌ها فاقد حركت است


 

 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 10:17  توسط سعيد ضيائي 

 

 

 

 

بزرگترين خطري كه ما انسانها را تهديد مي‌كند پايين و قابل دسترس يودن اهدافمان است ! و نه بلند بودن و غير قابل حصول بودن آنها
--
michelangelo---

صفحه اصلی
ايمیل
آرشیو
اطلاعات شخصی

  RSS 

نوشته های پیشین

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384

وبلاگهاي علمي

سرويس خبری ژنتيک و بيوتکنولوژي
بیوتکنولوژی
ژنتیک
MBIO84
همه چیز درباره میکروبیولوژی
میکروبیولوژِی
انجمن ژنتيک ايران
علوم ژنتیک
انجمن علمی میکروب شناسی دانشجویان ایران
پایگاه زیست شناسی ایران
خبرهای تراريخته
میکروبیولوژی دامغان
Journal of Cell Biology
بيوتكنولوژي
نشریه ژنوم
لینک
 

لينكها

مسافر غریب
من اشکهای خودم را به دوش میگیرم
هوای تازه بهار
زلزله 9 ريشتري
آنتی دروغ
دلزده
سايبان  عشق
قصه ی بی سرزمينی
مهاجر  ديار  عشق
شاعرانه
باران عشق

لینک
لینک
لینک